![]() |
![]() |
|
| del tang didaaaaaaaaaar |
|
نمي دونم از كجاي اين دل زخمي بگم.... از اين دلي كه گناهش كودك بودنش است....بي كينه بودنش...بهانه گيري هاي رسوا گرش.... از احساسي بگويم كه روزي شيشه بود اما امروز سنگ شده.... از رويايي بگويم كه حقيقت فاصله ي ان بود....يا از صداي بگويم كه به جرم عشق بايد حبس ابد بكشد...... از رندي عقلم بگويم كه شيشه را سنگ كرد...يا از سادگي احساسم بگويم كه زخم خورده ي هزاران حرف شده....... هزاران حرف از نگاه غريبه هاي عاشق نما نمي دونم اما امروز سوگند ياد مي كنم كه مثل آنها نشوم..........
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 دی1386ساعت 8:33 توسط آیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
يه دختر تنها
يه آسمون ترديد به هركسي دل بست ازش خيانت ديد سلام ...به وبلاگ خودتون خوش اومدين... اميدوارم بپسندين...نظر يادتون نره..ممنون |
| آرشیو موضوعی |
|
دلتنگی |
|
RSS
|