![]() |
![]() |
|
| del tang didaaaaaaaaaar |
|
تنها باز من تنهايم......تنهايي به عظمت غم وغم را مي ستايم.... باز من غمگيننم.....من باز سرگردانم......از خود مي پرسم كه به كه بايد دل بست؟؟؟؟؟؟ به كجا بايد رفت ؟؟؟؟؟به كه بايد پيوست؟؟؟ به اميني كه امانت خوار است......به دياري كه پر از ديوار است ؟؟؟؟ يا به افسانه ي دوست؟؟؟؟ چه بايد بكنم؟؟؟؟
سلام امروز تمام جمله هام غمگينن...............مثل خودم....پس زياد نميگم.....
ديرگاهيست كه تنها شده ام .... قصه ي غربت صحرا شده ام.... وسعت درد فقط سهم من است...... باز هم قسمت غم ا شده ام...... ديگر آيينه ز من بي خبر است..... كه اسير شب يلدا شده ام..... من كه بي تاب شقايق بودم..... همدم سردي يخ ها شده ام... كاش چشمان مرا خاك كنند...... تا نبينم كه چه تنها شده ام....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 دی1386ساعت 16:36 توسط آیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
يه دختر تنها
يه آسمون ترديد به هركسي دل بست ازش خيانت ديد سلام ...به وبلاگ خودتون خوش اومدين... اميدوارم بپسندين...نظر يادتون نره..ممنون |
| آرشیو موضوعی |
|
دلتنگی |
|
RSS
|