![]() |
![]() |
|
| del tang didaaaaaaaaaar |
|
قطره ي باراني از اوج بر برگي مي افتد.... تمامي روياهاي عمرش را احساس مي كند .....عاشق مي شود.... چشمان برگ به افتاب مي افتدو دستان هوس باز باد برگ را عاشق خود مي كند.... برگ تكاني مي خورد..... ديگر قطره اي نيست كه عشقي باشد...... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 دی1386ساعت 10:50 توسط آیدا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 دی1386ساعت 13:23 توسط آیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
يه دختر تنها
يه آسمون ترديد به هركسي دل بست ازش خيانت ديد سلام ...به وبلاگ خودتون خوش اومدين... اميدوارم بپسندين...نظر يادتون نره..ممنون |
| آرشیو موضوعی |
|
دلتنگی |
|
RSS
|