![]() |
![]() |
|
| del tang didaaaaaaaaaar |
|
با اون همه قول و قرارو پيمون
كه با من غمزده داشتي رفتي
مي خواستي از تنهايي دورم كني
اما منو تنها گذاشتي رفتي
پس اون همه وعده كه دادي چي شد
رفتي و وعد تو وفا نكردي
گفتي خدا تورو به من رسونده
رفتي و شرمي از خدا نكردي
برو ولي هر جا باشي
هر جاي اين دنيا باشي
يه روزي پيدات ميكنم
نگاه تو چشمات مي كنم
راز تو رو پيش همه
مي گم و رسوات مي كنم
برو ولي يادت باشه كه با من
از روز اول تو وفا نداشتي
گفتي خدا گواهه دوستت دارم
تو گفتي اما به خدا نداشتي
اون روزا يادت نمياد كه گفتي
اگر بري غم واسه من مي مونه
يادت بياد گفته بودي بجز تو
راز تورو فقط خدا ميدونه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 آذر1386ساعت 13:37 توسط آیدا |
|
|
يه شب بهم گفت اي مهربون من مي مونم تو هم بمون گفتش بهم اي با وفا يادت نره اين عهد مون..............!!!!!
حالا كجا رفت اون بي وفا.....؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 آذر1386ساعت 22:15 توسط آیدا |
|
|
فكر كردم!!!! با خود انديشيدم اين بار از پشت حصار كدامين نفس صدايم را خواهي شنيد.....؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 آذر1386ساعت 22:13 توسط آیدا |
|
|
من همه دار و ندارم
همه گل هاي بهارم
دل پاك و بي قرارم
همه را.... همه را...... به نگاه چشم زيباي تو مي بخشم .....!!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 آذر1386ساعت 22:11 توسط آیدا |
|
|
اين روزا درد عاشقا فقط غم ند يد نه مشكله بي ستاره ها يكم ستاره چيدنهاين روزا كار ادما تو انتظار گذاشتنه ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنهاين روزا سهم عاشفا حسرت و بي وفايي جرم تموم عاشقا لذت اشنايياين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردن كار چشاي ادما دل و ديوونه كردنه اين روزا ديگه آدما تو قلب هم جا ندارن مردم ديگه تو دلاشون يه قطره دريا ندارنخلاصه ي حرف همه پرزدن و نموندنه اين روزا ديگه ادما تو قلب هم جا ندارن مردم ديگه تو دلاشون يه قطره دريا ندارنچرا هر كسي مياد آخر ميشه يه رفتني چرا تموم چشاي بي قرا دارن ميبارن چرا بايد دست من از دستاش جدا بشه چرا جداي بايد اخر قصه ها بشهچقدر سردي وغوغاست بين همه آدما چرا قوي رويا بين همه ادما توي دنياي كه قلبا هر كدوم يه جاي اسيرنكا ش به فكر اوناي باشيم كه از زندگي سيرن اونا كه تو فصل آهن تشنه ي يك جرعه يادن كاشكي دست كم نگيريم اينجور ادما زيادن نذاريم كه تو چشمشون بشينه دونه ي اشكي اونا فانوسنو خاموش اره فانوساي مشكي
جنس دلاي ادما اين روزا سخت و سنگيه فقط توي نقاشيا دنيا قشنگو رنگيه اين روزا اشكاي ما چاره ي بي قراريه تنها پناه آدما عكساي يادگاريه |
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 آذر1386ساعت 14:7 توسط آیدا |
|
|
تو را در آب بايد ديد و.... معناي تو را در واژه هاي ناب
جهان تار است در چشمي
كه غافل باشد از چشمت
نگاهت را مگير از من...!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 8:52 توسط آیدا |
|
|
من كيم يه دربه در گمشده ي محله ها پشت پا خورده ترين صداي شهربي صدا از كجا يه جاي دور اونجا كه بنبسته نفس اونجا كه خواب وخيال زندوني ميشه تو قفس وسط يه ضربدرم خونه به دوش و خسته توي چهارراهي كه از چهارطرف بنبسته من كيم يه بينوا پر از سوال بي جواب صدتاجاده رو ديوار نقاشي كردم توي خواب ديوارا قايم شدن اون ور پرده هاي رنگ عمريه كه دلخوشيم به اين دروغهاي قشنگ وسط يه ضربدرم خونه به دوش و خسته توي چهار راهي كه از چهارطرف بنبسته خود من اينجارو ساختم ديوارا كار منن رنگهارو پاك مي كنم ببين كه نعره مي زنم خود من ديواراي زندونم رو ساختم آره من خودمرو توي چهارديواري انداختم من كيم يه ادم ساده پر از سوال بي جواب صدتا جاده رو ديوار نقاشي كردم توي خواب ديوارا قايم شدن اونور پرده هاي رنگ عمريه كه دلخوشيم به اين دروغهاي قشنگ
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 8:40 توسط آیدا |
|
|
خيال كردم بري مي ري از يادم تو رفتي و نرفت چيزي از يادم تو رفتي تازه عاشقتر شدم من از اوني هم كه بود بدتر شدم من صبح تا شب اين شده كارم كه واسه ي چشات بي دارم تو خداي عاشقايي تو تموم كس و كارم
تو بداد من رسيدي وقتي تنهايمو ديدي تو نذاشتي برم از دست اگه چيزيم هنوز هست
نازنينم اميد شيرينم من بجز تو كسي رو نميبينم
از اون روز كه رفتي يه روز خوش نديدم
به جز دستاي گرمت بلا و خوش نديدم زندگي مو به پاي تو دادم اون روزارو نميره از يادم نازنينم ...... برس...... به فريادم....!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 8:36 توسط آیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
يه دختر تنها
يه آسمون ترديد به هركسي دل بست ازش خيانت ديد سلام ...به وبلاگ خودتون خوش اومدين... اميدوارم بپسندين...نظر يادتون نره..ممنون |
| آرشیو موضوعی |
|
دلتنگی |
|
RSS
|