![]() |
![]() |
|
| del tang didaaaaaaaaaar |
|
بنويس از قطره با دلي دريايي چند بيتي گريه دوسه خط تنهايي طفره رفتن از خودبا هزاران ترفند ازتنفرتا عشق فاصله يك لبخند
سلام.. از همه ي شما دوستاي گلم كه با نظراتون منو اميد وار كردين تا بازم اينجا بيام و متن بزارم ممنونم با شر مندگي زيييييييييياد بايد بگم اين روزا خيلي خيلي كم مي تونم بيام به خاطر درسام :) ولي بازم ميام شما هم نظر يادتون نره هااااااااااااا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آبان1386ساعت 8:2 توسط آیدا |
|
|
اكنون منم كه در دل اين خلوت و سكوت اي شهر پرخروش ترا ياد ميكنم دل بسته ام به او....تو اورا عزيز دار من باخيال او دل خود شاد ميكنم |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آبان1386ساعت 7:53 توسط آیدا |
|
|
♥ کاش در دهکده ی عشق فراوانی بود ♥
♥ توی بازار صداقت کمی ارزانی بود ♥ ♥ کاش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم ♥ ♥ مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود ♥ ♥ کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم ♥ ♥ رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود ♥ ♥ مثل حافظ که پر از معجزه و الهام است ♥ ♥ کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود ♥ ♥ چقدر شعر نوشتیم برای باران ♥ ♥ غافل از ان دل دیوانه که بارانی بود ♥ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آبان1386ساعت 7:18 توسط آیدا |
|
|
ميون باغ گلها من بودم تك و تنها////// هيچ كس با من رفيق نبود اگرم بود عزيز نبود/////// هيچ كس نگفت كي هستي تو؟چي هستي تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تو زندگي هدف داري؟ علاقه اي به عشق داري؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ زندگي برام تباه بود رنگش همش سياه بود//////////آورد برام اين روزگار يه دوست خوب به يادگار////////// اون دوست نبود رفيق بود رفيق نبود عزيز بود///////// هر چي كه بود عاشق بود قلبش پيشم عميق بود//////////// با قلب خوب و پاكش با دستان زيبايش//////////// دنياي قشنگي ساخت زيبا و رنگارنگي ساخت//////////// دنيايي كه هيچكس نبود ما بوديم و هيچكي نبود////////// |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آبان1386ساعت 0:53 توسط آیدا |
|
|
ديرهنگام است مردمان در خواب........ آسمان اما دلش همچودلم بي تاب.......... نيست ديگر نقشي از مهتاب.......... كوچه لبريزازصداي گريه هاي ناب ..........چشمهاي خسته ام چون آسمان بي خواب........... مي نشينم تا سحردرحسرت مهتاب............. تيرگي هاي مرا اي روشني درياب.......... به نظرتون كدوم روشني ميتونه اين همه تيرگي رو پاك كنه؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آبان1386ساعت 0:50 توسط آیدا |
|
|
عشق........ رازي است مقدس براي كساني كه عاشقند عشق......... براي هميشه بي كلام مي ماند
اما براي كساني كه عشق نمي ورزند عشق.......... شوخي بي رحمانه اي بيش نيست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آبان1386ساعت 0:20 توسط آیدا |
|
|
تمام كوچه هاي بي انتها تقديم به تو باد...تمامي شكوفه هايي كه ميوه شان مهرباني است...تمامي رودهايي كه به اقيانوس ميريزند... تمامي ستاره هايي كه در آن بي نهايت آسمان همراه با ترانه باران چشمك به سوي روشنايي مي زنند...همه را اگر با من بود به پايت ميريختم...ديري است كه واژگانم در برابر شكوه دريايي تو همه ي هستي شان رافراموش كرده اند...افكار اشفته و روح پريشان من لياقت سرودن روان شيشه اي تو را ندارد...اما مي دانم آغوش بيكرانت هنوز براي عبور پرنده ي غريب وتنها گشوده است...ديري نيست همين ديروز گلبرگ هاي سرخ باغچه مان را به ياد تو ميديدم ...صد حيف كه نه قدر بزرگي تورا و نه آن محبت را دانستم...كلمه ها پايان مي پذيرند حتي غزل پاك باران هم نمي توتند شكوه عشق تورا باز گو كنند..... روز وصل دوستداران ياد باد..... ياد باد آن روزگاران ياد باد...... مي دونم تنها كسي كه اينو نمي خونه كسيه كه به خاطرش اين هارو مي نويسم.....ولي من بازم واست مي نويسم چه اينجا چه توي دفترم... همون دفتر.....تمام اينهارو تقدبمت كردم تا آخرش بهت بگم تولدت مبارك...مي بيني هنوزم يادمه 8آبان....اميدوارم هميشه خندون باشي يادت كه نرفته اسممو....ناناز(آيدا) |
|
+ نوشته شده در
شنبه 12 آبان1386ساعت 0:18 توسط آیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
يه دختر تنها
يه آسمون ترديد به هركسي دل بست ازش خيانت ديد سلام ...به وبلاگ خودتون خوش اومدين... اميدوارم بپسندين...نظر يادتون نره..ممنون |
| آرشیو موضوعی |
|
دلتنگی |
|
RSS
|