![]() |
![]() |
|
| del tang didaaaaaaaaaar |
|
حک شد
آخ جووووون |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت 14:44 توسط آیدا |
|
|
تنها باز من تنهايم......تنهايي به عظمت غم وغم را مي ستايم.... باز من غمگيننم.....من باز سرگردانم......از خود مي پرسم كه به كه بايد دل بست؟؟؟؟؟؟ به كجا بايد رفت ؟؟؟؟؟به كه بايد پيوست؟؟؟ به اميني كه امانت خوار است......به دياري كه پر از ديوار است ؟؟؟؟ يا به افسانه ي دوست؟؟؟؟ چه بايد بكنم؟؟؟؟
سلام امروز تمام جمله هام غمگينن...............مثل خودم....پس زياد نميگم.....
ديرگاهيست كه تنها شده ام .... قصه ي غربت صحرا شده ام.... وسعت درد فقط سهم من است...... باز هم قسمت غم ا شده ام...... ديگر آيينه ز من بي خبر است..... كه اسير شب يلدا شده ام..... من كه بي تاب شقايق بودم..... همدم سردي يخ ها شده ام... كاش چشمان مرا خاك كنند...... تا نبينم كه چه تنها شده ام....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 20 دی1386ساعت 16:36 توسط آیدا |
|
|
من صبورم اما... به خدا دست خودم نيست اگر مي رنجم يا اگر شادي زيباي تورا به غم چشمان خودم مي بندم من صبورم اما... چقدر با همه عاشقيم محزونم!!! و به ياد همه ي خاطره هاي گل سرخ مثل يك شبنم افتاده ز غم مغمومم من صبورم اما... بي دليل از قفس كهنه ي شب مي ترسم بي دليل از همهي تيرگي تلخ غروب و چراغي كه تو را از شب متروك دلم دور كند......مي تزسم من صبورم اما... آه....اين بغض گران صبر نميداند چيست!!!!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 11 دی1386ساعت 8:42 توسط آیدا |
|
|
نمي دونم از كجاي اين دل زخمي بگم.... از اين دلي كه گناهش كودك بودنش است....بي كينه بودنش...بهانه گيري هاي رسوا گرش.... از احساسي بگويم كه روزي شيشه بود اما امروز سنگ شده.... از رويايي بگويم كه حقيقت فاصله ي ان بود....يا از صداي بگويم كه به جرم عشق بايد حبس ابد بكشد...... از رندي عقلم بگويم كه شيشه را سنگ كرد...يا از سادگي احساسم بگويم كه زخم خورده ي هزاران حرف شده....... هزاران حرف از نگاه غريبه هاي عاشق نما نمي دونم اما امروز سوگند ياد مي كنم كه مثل آنها نشوم..........
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 دی1386ساعت 8:33 توسط آیدا |
|
|
بازم امشب مثل هر شب تو دلت برام دعا كن نم نمك سكوت رو بشكن زير لب خدا خدا كن بازم امشب مثل هر شب پر كن از صدات هوامو سكوتمو بشكن تازه كن ترانه هامو واسه عاشقا دعا كن كه غريب روزگارن هفتا آسمونه امااا يه ستاره هم ندارن واسه عاشقت دعا كن كه توكار دل نمونه توفقط خداخدا كن كه خدا خودش مي دونه....... بازم امشب مثل هر شب تو براي من دعا كن.......
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 8 دی1386ساعت 8:31 توسط آیدا |
|
|
قطره ي باراني از اوج بر برگي مي افتد.... تمامي روياهاي عمرش را احساس مي كند .....عاشق مي شود.... چشمان برگ به افتاب مي افتدو دستان هوس باز باد برگ را عاشق خود مي كند.... برگ تكاني مي خورد..... ديگر قطره اي نيست كه عشقي باشد...... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 4 دی1386ساعت 10:50 توسط آیدا |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 دی1386ساعت 13:23 توسط آیدا |
|
|
من كويرم اي خدا با حسرت يه قطره اب يه عمره كه دريا رو از دورميبينم تو سراب بهار برام يه اسمه يه اسم كهنه تو كتاب حرف من با اسمون چرا مي مونه بي جواب
خدايا خدايا كويرم كويرم بگو ابر بباره مي خوام جون بگيرم اگه بارون بباره اگه بارون بباره اروم اروم و نم نم رولب خشك و تشنه ام گيسوي سبز جنگل تنمو مي پوشونه پرنده رو درختام مي سازه اشيونه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 9:56 توسط آیدا |
|
|
بگردم دور شهر ايم به كويت زنم چنگی به چنگ تار مويت ز تار موي توچنگي بسازم ببارم اشك و اهنگي بسازم بنالم همچوني اي تاش نباشه يه اهنگي بسازم تاشش نباشه بخونم من به اهنگ دل خويش دل پيرو جوون را من كنم ريش چنان گريم كه سنگ از غم بناله |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 8:59 توسط آیدا |
|
|
به دادم برس اي اشك دلم خيلي گرفته نپرس از دوري كي نپرس از چي گرفته منو دريغ يك خوب به ويروني كشونده عزيزمه تا وقتي دل تو سينه مونده تو اين تنهايي تلخ منو يك عالمه ياد نشسته روبه رويم كسي كه رفته بر باد كسى كه عاشقانه به عشقش پشت پا زد براي بودن من به خود رنگ فنا زد چه درديه خدايا نخواستن اما رفتن براي اون كه سايه س هميشه رو سر من كسي كه وقت رفتن دوباره عاشقم كرد منو اباد كرد خودش ويرون شد از درد به دادم برس اي اشك دلم خيلي گرفته نپرس از دوري كي نپرس از چي گرفته به اتش تن زدو رفت تا من اينجا نسوزم با رفتنش نرفته تو خونمه هنوزم هنوز سالار خونست پناه من دستاش سرم رو شونه هاشه رو گونمه نفس هاش به دادم برس اي اشك دلم خيلي گرفته نپرس از دوري كي نپرس از چي گرفت |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 27 آذر1386ساعت 22:53 توسط آیدا |
|
|
سلا مممممممم
این بار مطلب جالبی نداشتم که واستون بذارم....ولی یه چیز بهتر دارم.....
از همتووووووووووووووون ممنونم که واسم نظرای خوشگل خوشگل
گذاشتین...دوستتون دارم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 26 آذر1386ساعت 20:53 توسط آیدا |
|
|
.... که از همه گلهاي رُز تنها بخاطر اينکه خار يکي از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشيم .....که همه روياهاي خود را تنها بخاطر اينکه يکي از آنها به حقيقت نپيوسته است رها کنيم ......سلام متن قشنگيه مگه نه؟ولي هميشه نميشه بهش عمل كرد گاهي وقتا يه جورايي فقط شعاره اونم يه شعار غير قابل باور يعني سخت ميشه باورش كرد البته اين نظر منه نظر شما چيه؟؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 9:28 توسط آیدا |
|
|
با « نه » شنيدن از تو كه من كم نميشوم ......
مجنوننمـــاي مــردم عالم نميشوم ........... اين اوّليـــن خطاي تو، حوّاي سنگدل ......... پنداشــــتي بدون تو آدم نميشوم ....... بعداز تو اي خزانزده ديگر براي هر.... شببوي تشنهلبشده شبنم نميشوم....!!!! دلخور نشو عزيز از اين خُلقِ بيخيال .... گفتم كه بي تو پاپيِ خُلقم نميشوم ...... آه اي نگاههاي تماشـــا خداوكيل ....... علّاف چشمهـــاي شما هم نميشوم ...... بگذار صـادقـانه بگـويـم بدون تو ....... هر كار مي كنم... نه .. نه .. آدم نميشوم .... !!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 21:26 توسط آیدا |
|
|
اي خدا اي خدا اي خداااااااا ديگه دنيا واسه من تاريكه زندگي كوره رهي باريكه اخر قصه ي من نزديكه اين منم از همه جا وامانده از همه مردم دنيا رانده رانده و خسته و تنها مانده اي خدا اي خدا اي خدااااااااا عشق بي غم توي خونه خنده هاي بچه گونه به دلم شد ارزو بازي عمرممو باختم اخه اميدي كه ساختم عاقبت شد زيرو رو اي خدا اي خدااااا دل شاد مرا نا شاد كردي ....شكستي در گلويم شوق اواز...نصيبم ناله و فرياد كردي..... ديگه دنيا واسه من تاريكه زندگي كوره رهي باريكه اخر قصه ي من نزديكه اين منم از همه جا وامانده از همه مردم دنيا رانده رانده و خسته و تنها مانده اي خدا اي خدا اي خداااااااااااااا سلام اين شعر رو حتما همگي شنيدين....با صداي هايده....خيلي قشنگه نه؟؟؟؟؟اين شعر اين روزا دقيقا حال و روز منو باز گو مي كنه ديگه دنيا واسه من تاريكه...... زندگي كوره رهي باريكه.........!!!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 21:7 توسط آیدا |
|
|
با اون همه قول و قرارو پيمون
كه با من غمزده داشتي رفتي
مي خواستي از تنهايي دورم كني
اما منو تنها گذاشتي رفتي
پس اون همه وعده كه دادي چي شد
رفتي و وعد تو وفا نكردي
گفتي خدا تورو به من رسونده
رفتي و شرمي از خدا نكردي
برو ولي هر جا باشي
هر جاي اين دنيا باشي
يه روزي پيدات ميكنم
نگاه تو چشمات مي كنم
راز تو رو پيش همه
مي گم و رسوات مي كنم
برو ولي يادت باشه كه با من
از روز اول تو وفا نداشتي
گفتي خدا گواهه دوستت دارم
تو گفتي اما به خدا نداشتي
اون روزا يادت نمياد كه گفتي
اگر بري غم واسه من مي مونه
يادت بياد گفته بودي بجز تو
راز تورو فقط خدا ميدونه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 13 آذر1386ساعت 13:37 توسط آیدا |
|
|
يه شب بهم گفت اي مهربون من مي مونم تو هم بمون گفتش بهم اي با وفا يادت نره اين عهد مون..............!!!!!
حالا كجا رفت اون بي وفا.....؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 آذر1386ساعت 22:15 توسط آیدا |
|
|
فكر كردم!!!! با خود انديشيدم اين بار از پشت حصار كدامين نفس صدايم را خواهي شنيد.....؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 آذر1386ساعت 22:13 توسط آیدا |
|
|
من همه دار و ندارم
همه گل هاي بهارم
دل پاك و بي قرارم
همه را.... همه را...... به نگاه چشم زيباي تو مي بخشم .....!!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 آذر1386ساعت 22:11 توسط آیدا |
|
|
اين روزا درد عاشقا فقط غم ند يد نه مشكله بي ستاره ها يكم ستاره چيدنهاين روزا كار ادما تو انتظار گذاشتنه ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنهاين روزا سهم عاشفا حسرت و بي وفايي جرم تموم عاشقا لذت اشنايياين روزا عادت گلها مرگ و بهونه كردن كار چشاي ادما دل و ديوونه كردنه اين روزا ديگه آدما تو قلب هم جا ندارن مردم ديگه تو دلاشون يه قطره دريا ندارنخلاصه ي حرف همه پرزدن و نموندنه اين روزا ديگه ادما تو قلب هم جا ندارن مردم ديگه تو دلاشون يه قطره دريا ندارنچرا هر كسي مياد آخر ميشه يه رفتني چرا تموم چشاي بي قرا دارن ميبارن چرا بايد دست من از دستاش جدا بشه چرا جداي بايد اخر قصه ها بشهچقدر سردي وغوغاست بين همه آدما چرا قوي رويا بين همه ادما توي دنياي كه قلبا هر كدوم يه جاي اسيرنكا ش به فكر اوناي باشيم كه از زندگي سيرن اونا كه تو فصل آهن تشنه ي يك جرعه يادن كاشكي دست كم نگيريم اينجور ادما زيادن نذاريم كه تو چشمشون بشينه دونه ي اشكي اونا فانوسنو خاموش اره فانوساي مشكي
جنس دلاي ادما اين روزا سخت و سنگيه فقط توي نقاشيا دنيا قشنگو رنگيه اين روزا اشكاي ما چاره ي بي قراريه تنها پناه آدما عكساي يادگاريه |
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 آذر1386ساعت 14:7 توسط آیدا |
|
|
تو را در آب بايد ديد و.... معناي تو را در واژه هاي ناب
جهان تار است در چشمي
كه غافل باشد از چشمت
نگاهت را مگير از من...!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 8:52 توسط آیدا |
|
|
من كيم يه دربه در گمشده ي محله ها پشت پا خورده ترين صداي شهربي صدا از كجا يه جاي دور اونجا كه بنبسته نفس اونجا كه خواب وخيال زندوني ميشه تو قفس وسط يه ضربدرم خونه به دوش و خسته توي چهارراهي كه از چهارطرف بنبسته من كيم يه بينوا پر از سوال بي جواب صدتاجاده رو ديوار نقاشي كردم توي خواب ديوارا قايم شدن اون ور پرده هاي رنگ عمريه كه دلخوشيم به اين دروغهاي قشنگ وسط يه ضربدرم خونه به دوش و خسته توي چهار راهي كه از چهارطرف بنبسته خود من اينجارو ساختم ديوارا كار منن رنگهارو پاك مي كنم ببين كه نعره مي زنم خود من ديواراي زندونم رو ساختم آره من خودمرو توي چهارديواري انداختم من كيم يه ادم ساده پر از سوال بي جواب صدتا جاده رو ديوار نقاشي كردم توي خواب ديوارا قايم شدن اونور پرده هاي رنگ عمريه كه دلخوشيم به اين دروغهاي قشنگ
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 8:40 توسط آیدا |
|
|
خيال كردم بري مي ري از يادم تو رفتي و نرفت چيزي از يادم تو رفتي تازه عاشقتر شدم من از اوني هم كه بود بدتر شدم من صبح تا شب اين شده كارم كه واسه ي چشات بي دارم تو خداي عاشقايي تو تموم كس و كارم
تو بداد من رسيدي وقتي تنهايمو ديدي تو نذاشتي برم از دست اگه چيزيم هنوز هست
نازنينم اميد شيرينم من بجز تو كسي رو نميبينم
از اون روز كه رفتي يه روز خوش نديدم
به جز دستاي گرمت بلا و خوش نديدم زندگي مو به پاي تو دادم اون روزارو نميره از يادم نازنينم ...... برس...... به فريادم....!!!!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 8 آذر1386ساعت 8:36 توسط آیدا |
|
|
دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو ازاون كه عاشقــــت بود بشنواين التماسرو ــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 آذر1386ساعت 17:45 توسط آیدا |
|
|
يه روز اومدي مثل موج دريا بوي پيرهنت مثل خواب و رويا سايه هاي ما روشن هاي ساحل پابه پا بي صدا غرق تمنا يه روز اومدي توسكوت سردم سر به راه شدي دل دوره گردم حالاچي شده كه مي خواي جدا شي چي شده تو بگو من چه كردم حالا باز من و نسيم و موج دريا ميمونيم بدون تو غريب و تنها به خدا بي تو يه صد ف شكستم به خدااااا دوباره توباد موهاتو رها كن من و راهي شب قصه ها كن ميميرم واسه تب تند لبهات دوباره زير لب اسممو صدا كن اشكم و پاك از گونه ي من سر بذار بازم روي شونه ي من منو سياه كن با دروغ تازه بگو كه ميگيري بهونه ي من حالا بازمن و نسيم موج دريا ميمونيم بدون تو غريب و تنها به خدا بي تو يه صدف شكستم به خدااااا |
|
+ نوشته شده در
شنبه 3 آذر1386ساعت 14:24 توسط آیدا |
|
|
هميشه حرفي بزن كه بتوني بنويسيش چيزي رو بنويس كه بتوني امضاش كني چيزي رو امضا كن كه بتوني پاش وايستي
از ديروز كه اين sms رو واسم فرستادن چند بار خوندمش ....هر بار كه مي خونم بهتر معناش رو درك مي كنم ... ما در طول روز خيلي حرف مي زنيم ...حرفاي قشنگ...با حال ... با معني.... بي معني... به قول بچه ها چرت و پرت ووو... حالا اگه بخواييم به اين نوشته عمل كنيم .......وااااااااااااااااييييييي .......چي مي شه ...مي دونيد چقدر حرف ها نا گفته مي مونن؟؟؟؟ خيلي از اون پر حرفا..........ميشن ساكت ساكت.....هم ميشه گفت خوبه ...هم بد..... حالا نظر شما چيه ؟؟؟؟؟ يادتون نره هااااااااااا حتما جواب بدينخوبه يا بده؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 آذر1386ساعت 21:23 توسط آیدا |
|
|
سخت است هنگام وداع آن زمان كه در ميابي چشماني كه در حال عبور است پاره ايي از وجود تورا نيز با خود خواهد برد........! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 آذر1386ساعت 6:58 توسط آیدا |
|
|
مي دونستي اشك گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر كسي مي توني هديه كني اشك رو فقط براي كسي ميريزي كه نمي خوايي از دستش بدي...!!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 آذر1386ساعت 6:52 توسط آیدا |
|
|
در زير سكوت تو
گنجي است خاموش و مغرور همچو ميراث يك
دهكده ي دور........ گنجي پنهان گنجي كه من ديده ام و خود را به نديدن مي زنم.......
(سنت اگزوپري)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 آذر1386ساعت 6:50 توسط آیدا |
|
|
من و درگير خودت كن تا جهانم زيرورو شه
تا سكوت هر شب من با هجومت روبرو شه
بي هوا بدون مقصد سمت طوفام تو مي رم
من و درگير خودت كن تا كه آرامش بگيرم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 آذر1386ساعت 6:48 توسط آیدا |
|
|
با توام اي سهراب يادته گفتي بهم:((تا شقايق هست زندگي بايد كرد؟)) نيستي سهراب ببيني....... كه شقايق هم مرد.... .ديگر باچه كسي رو دلخوش كرد؟؟؟؟ يادته گفتي بهم: ((اومدي سراغ من....نرم و اهسته بيا.....كه مبادا تركي بردارد چيني نازك تنهايي تو؟))
اومدم آهسته..... نرم تر از يك پر قو.... . خستته از دوري راه.... خسته و چشم به راه.....
يادته گفتي بهم: ((عاشقي يعني دچار؟؟؟)) فكر كنم شدم دچار...
.تو خودت گفتي چه تنهاست ماهي اگر دچار دريا باشه..... .آره....تنها باشه..... دچار غمها باشه.....
يادته مي گفتي: ((گاهگاهي قفسي مي سازم...... مي فروشم به شما..... تا با آواز شقايق كه در آن زندانيست..... دل تنهاييتان تازه شود؟؟))
ديگه حتي اون شقايق...... كه اسير قفسه..... سهراب..... . ساحل يك نفسه...... نيست كه تازگي بده ........ اين دل تنهاي منو.....
پس كجاست اون قفس شقايقت؟؟؟؟؟ منو با خودت ببر به قايقت...... راست ميگفتي :((كاش مردم دانه هاي دلشان پيدا بود))
آره....كاشكي دلشون شيدا بود......من به دنبال يه چيز بهترينم سهراب......
خودت گفتي بهم:((***بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است***))
مي دونم حالا مي خواييد بهم بگيد اين متن تكراريه كه اينجا گذاشتم ...ولي چون من اينو خيلي دوست دارم چند مدت يكبار تكرارش مي كنم.....شما هم بيشتر بهش فكر كنيد ...حتما خوشتون مياد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 آذر1386ساعت 6:44 توسط آیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
يه دختر تنها
يه آسمون ترديد به هركسي دل بست ازش خيانت ديد سلام ...به وبلاگ خودتون خوش اومدين... اميدوارم بپسندين...نظر يادتون نره..ممنون |
| آرشیو موضوعی |
|
دلتنگی |
|
RSS
|